منوی ناوبری برگه ها

سایت پیروان آرمان شریعتی

هنوز به شريعتی محتاجيم

درباره شریعتی
علی کلایی

.

نام مقاله : هنوز به شريعتی محتاجيم
نویسنده : علی کلایی
موضوع : نقدی بر عنوانِ مراسمِ سالگرد علی شريعتی



زمانی که به نام شریعتی ، تصویر او کلام اومی‌رسم نمی‌دانم چرا پاهایم می‌لرزد. هنوز که هنوز است ۳۱ سال پس از شهادتش نسلی رامی‌تواند و توانایی دارد متحول کند و دیگرگونه سازد.

شریعتی وجدان بیدار جامعه‌ای بود که با گذار از اندیشه صفوی به دنبال احیای اندیشه ناب علوی بود. جامعه‌ای که دریافته بود باید به نوگرایی در دریافتهای دینی اش دست زند و دست ملاء و ملا و مترف که اربابان زر و زوز و تزویرند را از ساحت اجتماعی کوتاه کند. او به دنبال نفی سنت نبود. همانطور که نفی مدرنیته را نیز بر نمیتابید. بلکه تلاشش برای احیا و ایجاد مدرنیته‌ای بومی بود که بر پایه سنت بنا شده باشد. او سنت پالایش شده از خرافات ضد بشری را اصلی می‌دانست که مدرنیته بومی مورد نظرش باید بر مبنای این سنت پالایش شده بنا شود.

شریعتی پروژه اساسی خود را پروتستانتیزم اسلامی می‌دانست. اما برای هم پروتستانتیزم و هم اسلام تعریفی غیر از آنچه مبلغان رسمی می‌گویند قائل بود. اسلام را توحید محور می‌دانست تمامی اصول دینی خود را در طرح هندسی مکتبش بر اصل اساسی ضد طاغوت و استبداد توحید بنا می‌کرد. تضاد اساسی شریعتی با استبداد و استعمار و استحمار بود و پروژه رهاییش مشعل راهی به نام عرفان ، برابری و آزادی. نقشه راه شریعتی برای نیل به جامعه ایده آلش که ایده ال انسان در تمامی ادوار تاریخ بوده است دگردیسی فرهنگی و انقلاب در فرهنگ جامعه ایرانی بود (انقلاب به معنای دگرگونی نه انقلاب سیاسی) و با اعتقاد راستین به آیه شریفه ان الله ما یغیروا بقوم حتی بغیروا ما بانفسهم برای نغییر در ماهیت وضعیت مسلمین و ایرانیان و انسانهای جهان سوم مورد ظلم ابتدا تلاش به ساخت جامعه فرهنگی جدیدی می‌کند.

اما شریعتی مصادره شد. تلاش سیستم سرمایه داری دولتی دهه شصت به نام شریعتی تمام شد. شریعتی که به دنبال سوسیال دموکراسی دینی بود و این میراث را از نخشب فقید دوران حزب مردم ایران به همراه داشت وجه المصالحه دولت فقه محوران دولتی دهه شصت شد. شاگردان همراه شریعتی و میراث داران اندیشه اش هم رحل اقامت در زندان گزیدند. علیجانی ، رحمانی ، ملکی ، قاسمی و بسیاری دیگر به اتهامهای مختلف به زندان رفتند. بماند. داستان هم اندیشان با شریعتی در روزگار دهه شصت یکی داستان پر آب چشم است

اما در دهه هفتاد ناگهان شریعتی تبدیل به مقصر اصلی تمامی تندرویهای دهه اول پس از انقلاب شد. کیانیان که دیروز بنیانگذار و از مسئولین انقلاب فرهنگی بودند و در سپاه و نهادهای انقلابی دولت انقلابی به رهبری آقای خمینی بودند و در دفتر تحکیم دهه شصت در واقع ارگان دانشجویی حاکمیت بودند به منتقدان حاکمیت تبدیل شدند و تمامی تقصیرها را ناجوانمردانه به گردن شریعتی انداختند.

دهه هشتاد نیز این سنت تا امروز ادامه دارد.

اما سال گذشته سمیناری دو روزه چهره دیگری از شریعتی نشان داد. چهره‌ای که سنت گرایان ضد شریعتی و میراث داران ولایتی‌های ضد شریعتی که روزگاری کاسبیشان توهین به شریعتی بود از سویی و لیبرال‌های مسلمان امروز که همان بنیانگذاران وزارت اطلاعات و تندروآن دیروز‌اند نمیخواستند از شریعتی به نمایش درآید. چهره‌ای که نشان داد امروز هم به شریعتی نیاز هست بیش از همه وقت.

در این باب باید به تفصیل سخن گفت و دلم نیامد تا این حد اجمال از آنچه بر شریعتی و میراث او ناجوامردانه رفته سخن نگویم.

اما امسال در ۳۱ امین سالگرد شریعتی شهید در ارشاد همیشه یادگار در ۲۹ خرداد سمیناری در شرف انجام است. عنوان‌اش زن و شریعتی.

تصورم این است که در این روزگار باید به بازسازی اندیشه شریعتی بر مبنای اندیشه توحیدی او همت گمارد. قبول که امروز یکی از اصلی ترین مسائل جامعه ما و یکی از جدی ترین جنبشهای اجتماعی ما مسئله زنان و حقوق ایشان و جنبش زنان است. اما سوال اصلی اینجاست. آیا مسئله زنان و ظلمی که بر ایشان می‌رود امری اصیل است یا عرض اموری دیگر ؟ به واقع مسئله و مشکل ظلم بر زنان ایران و اقامه نشدن حق ایشان آنقدر اصالت دارد که ما سالگردی را بعید نیست سال آینده بتوانیم برگزار کنیم به این مسئله بگذرانیم ؟ آیا نمیشد در ۲۲ خرداد امسال در سالگرد اوج گیری دوباره جنبش زنان ایران پس از سالها چنین سمیناری را ترتیب داد. آیا ایام شهادت اسوه زن ایده آل و نماد انسان انقلابی و زن مسلمان که به واقع سیده رجال و نساء عالمین است یعنی حضرت زهرا نمیتوانست محملی برای پرداختن به این موضوع باشد ؟

در ۲ تیرماه امسال نیز وعده برگزاری سمیناری با عنوان زن و نواندیشی دینی داده شده است. اینهم محملی بسیار خوب و قابل تقدیر است تا بتوان مسله زنان را طرح کرد و به راه کارهایی مورد قبول رسید.

اما سالگرد شریعتی از جنس دیگری است. سالگرد شریعتی به اعتقاد این حقیر در ابتدا مراسمی به یاد شریعتی است. چراغی به یاد شریعتی که جماعتی به دنبال فراموشیش هستند را زنده نگه دارد. اگر هم قصد بررسی مطلبی در راستای اندیشه او هست به نظرم باید و می‌بایست پروژه اصلی و اساسی شریعتی طرح و تحلیل شود. پروژه نوگرایی شریعتی بازسازی دینی او و باز تولید اندیشه‌ها بر اساس اصول شریعتی فکر می‌کنم امروز مناسب ترین کار باشد. امروز بیش از سی سال از شریعتی می‌گذرد. هنوز مثلث سه گانه مورد حمله شریعتی بر جان و جهان ما سایه افکن است و حضورش را حفظ کرده است. فکر می‌کنم به جای پرداختن به مسئله‌ای عرضی یعنی مسئله زنان به اصل مشکلات ما بر مبنای اندیشه مترقی شریعتی و بطور کلی چپ دینی (بر اساس اندیشه‌های افرادی چون شریعتی ، نخشب ، طالقانی ، حنیف نژاد و…) بپردازیم.

مسئله زنان و عدم احقاق حقشان محصول جهل اجتماعی از سویی و صلب حاکمیت از سویی دیگر است. نه جامعه ایستا به حرکت درمیآید که عرفش گامی به پیش بنهد و نه حاکمیت به دنبال تغییر است. حاکمیت ما محافظه کارانه پاسدار آنچه هست می‌باشد نه پاسدار آنچه باید باشد. بر ماست که با اصل گرفتن لزوم این تغییر ساخت فرهنگی و اجتماعیمان سوال چگونگی را راه حلمان را اندیشه شریعتی و آن شجره طیبه‌ای که عرض شد جستجو کنیم.

فکر می‌کنم و مصرانه بر این سخن ایستاده ام که در این گاه حساس و در سالگرد شهادت شریعتی باید بر پروژه فکری و فرهنگی او نگاهی دوباره انداخت و نقاط ماندنی و ثوابت اندیشه او استخراج شود. امروز پس از ۳۰ سال آنچه برای ما راهگشاست ، محکمات شریعتی است. باید این محکمات و اصول و مبانی از اندیشه وسیع و دریایی شریعتی استخراج شود. فکر می‌کنم عمل صالح در برخورد با شریعتی این باید نه پرداختن به مسئله‌ای عرضی مانند مسئله زنان.

باز عرض می‌کنم که من منکر تضییع حقوق زنان و مسئله بودن مشکل این نیم جامعه نیستم. اما می‌اندیشم که اصل مشکل زیر بنایی تر از این سخن است و در سالگرد شریعتی باید زیر بنایی تر به مسئله نگریست.

با احترامات فراوان به عزیزان بنیاد فرهنگی و دفتر پژوهش‌های دکتر شریعتی که حق‌داران ما هستند در این وانفسای ممنوعیت اندیشه.


تاریخ انتشار : ۲۶ / خرداد / ۱۳۸۷
منبع : سایت خبرنامه گویا

ویرایش : شروین ۰ بارedit


.

Print Friendly, PDF & Email

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × یک =