منوی ناوبری برگه ها

سایت پیروان آرمان شریعتی

متهمی برای همه‌ی فصول

درباره شریعتی
هادی خانیکی

.

نام مقاله : متهمی برای همه‌ی فصول
نویسنده : هادی خانیکی
موضوع : رمزِ ماندگاری‌ی شریعتی
مناسبت : سالگرد شهادت شریعتی
گروه‌بندی : موافقان _ تشریحی



دو نوشته کوتاه از دکتر علی شریعتی و سوسن شریعتی* جا را برای ترسیم تصویری واقعی از شریعتی باز می‌کرد. از این دو نوشته می‌شد چهار گزاره و یک سوال درآورد:

گزاره یکم :
“… شریعتی متفکری است در دسترس، آدمی ساکن دنیاهای موازی، روحی سیال و مواج که از هر دری رانده شود، از گوشه‌ای دیگر برمی گردد و باز می‌بینی که در برابر نشسته است و تو را وا داشته تا در برابر بنشینی…”
سوسن شریعتی
گزاره دوم :
“… اندیشیدن، خواندن، نوشتن، پرستیدن، ارادت ورزیدن، عصیان کردن، تنها بودن، رنج کشیدن، ایثار کردن، قربانی کردن، گریختن، صبر کردن، خیالات فرمودن (اصلاح ناصرالدین شاه)، به استقبال آمدن (برخلاف به بدرقه رفتن)، درستی مطلق بودن و دروغ‌های شیرین یا سودمند گفتن (ملامتیه)، صلح کل بودن و جنگ زرگری کردن، توی تاریکی اتاق در یک نیمه شب زمستان تنها سیگار پک زدن، نشستن و رقص شعله‌های جادویی آتش بخاری را تماشا کردن… هر چند سال یک بار چند ماهی را به قزل قلعه رفتن، در هر شبانه روز دو ساعت یا سه ساعت به خلوتی پناه بردن و با خود اندیشیدن… نم اشکی و با خود گفت وگویی داشتن… گاه گریستن و هیچگاه ننالیدن، بی‌ نیاز بودن، خود جزیره خویش شدن… در راه نماندن… هرگز تسلیم روزمرگی نشدن، هرگز کارمند دولت نشدن، ناظم نبودن… به کتاب و قلم و تنهایی و غم و بی‌ نیازی و پارسایی و بی‌ باکی و غرور فلسفه و شرف و بزرگواری و ایمان را آزادی و مردم و هنر و عرفان و خدا و دوست و تامل و سکوت و تحمل وفادار ماندن… این‌ها است مصدرهای ساده و مرکب دستور زبان زندگی کردنِ من…”
مجموعه آثار ۰۰ / ـــــ / ص ۰۰
گزاره سوم :
“… همه‌ی دهه ۵۰ و ۶۰، اتهامِ او، داشتنِ رویکردی عقلانی (بخوانید ایدئولوژیک) به دین بود، و این، یعنی اقلی کردن آن، و تقلیلِ قدسیت‌اش به بُعدِ اجتماعی. و دهه ۷۰ و ۸۰، اتهامِ او، فربه کردن دین، و اکثری کردن‌اش شد. همه‌ی دهه‌ی ۶۰، به انکارِ نقشِ او در شکل‌گیری‌ی انقلاب و نظامِ پس از آن گذشت، و همه‌ی دهه‌ی ۷۰ و ۸۰، به اثبات آن. دهه‌ی ۵۰ و ۶۰، او متفکری بی‌ سیستم، دینداری التقاطی، و سیاستمداری مشکوک و محافظه‌کار (و‌ای بسا وابسته) نامیده شد، و دو دهه‌ی بعد، بنیادگرا، رادیکال، خشن، و منادی‌ی مرگ (بمیر یا بمیران)، و…”
سوسن شریعتی
گزاره چهارم :
“… شریعتی “متهمی است که بر سَرِ جرم‌اش اجماع نیست”، “دادگاهِ شریعتی‌ی متهم، تا اطلاعِ ثانوی، برپا است، و هنوز تماشاچی دارد، و بدل شده است به یکی از دموکراتیک‌ترین پرونده‌های نظری‌ی این مرز و بوم. موفقیتِ یک روشنفکر همین است. زندگی‌اش را بدل به پرونده‌ای اجتماعی کند. کدام زندگی؟ همان زندگی که، ترکیبی است از مصدرهای نابهنگام و غیرمترقبه…”
سوسن شریعتی
سوال :
“… برای این مایی که ۳۰ سال است مدام تغییر می‌کنیم، در خلوت خود و در جلوت خویش نیز جابه جا می‌شویم و هر بار به دنبال جایی جدید، جوری جدید مثلاً برمی خیزیم و گامی فراپیش می‌نهیم، کدام خصلت در این تفکر و این زندگی است که فاصله ما را با او زیاد نکرده و پرداختن به او را ناگزیر ساخته است؟
 
برای این “ما”ی در آرزوی شنیدن حرف جدید و عجول برای عبور، شریعتی قدیمی چه حرف جدیدی دارد که از او نمی‌گذریم؟… این مواجهه مدام ۳۰ ساله، آیا برمی گردد به نفوذ مخرب او در همه ساحت‌ها از اقتصاد بگیر و برو به تاریخ ـ یا اثرات سازنده اش؟…”
سوسن شریعتی

این چهار گزاره، برای من، که چهار دهه با تجربه‌ی زنده و مرده شریعتی زیسته‌ام، و سایه روشن اندیشه او را دور از دایره نظری و عملی عرصه‌های که در آنها بوده‌ام، ندیده ام، چهار مولفه توصیفی است. چه بخواهیم و چه نخواهیم، بیش از ۴۰ سال است که گفتمان شریعتی بخشی از متن نواندیشی دینی و اندیشه اجتماعی در ایران شده و البته دامنه جهانی آثار و آرای او هم گستره‌ای کم‌تر از اینجا نداشته است.

در این ۴۰ سال به نظر نمی‌رسد ناگفته‌ای در نقد و نفی او در کنار و گوشه ایران باقی مانده باشد و گمان نمی‌رود که زوایای خصوصی و عمومی زندگی و تفکر کسی تا به این حد داستانی بر سر هر بازار آشکار و نهانی شده باشد.

پس رمز و راز “موضوعیتِ کنونی‌ی شریعتی” چیست؟، و او چرا هنوز بزرگ‌تر از خیابانی در تهران و فراتر از فصلی مانده در تاریخ است؟

به این سخن و یا همان سوال مفروض که “چرا در این عبور و مرور پر ازدحام از هر اندیشه و هر راه و هر کس هنوز “خط ویژه‌ای در خیابان شریعتی” قابل مشاهده است؟” می‌توان از مناظر مختلف معرفتی پرداخت؛ “اجتماعیات”، “اسلامیات” و “کویریات” شریعتی به تعبیر خود او هر یک می‌توانند موضوع هایی در این مناظر جامعه‌شناختی، کلامی، و تاریخی باشند. اما پیش یا پس از این ضرورت گفتنی و شنیدنی دیگری هم هست. شریعتی زنده و تاثیرگذار را باید در ورای گفتار او، یعنی در رفتارش هم، یافت. شریعتی از آن رو که در میان روشنفکران و اندیشگران ایرانی پدیده اخلاقی‌ی کم‌نظیری است، و توانسته است، با مخاطبان، و محیطِ خود، نسبت ویژه‌ای برقرار کند، ماندگار شده است. این مدعا را البته، بیش از هرجا، در “تجربه‌ها” باید جست. شریعتی، در تجربه‌های گفتمانی، پدیده‌ای غیر از آن مردی است که، برای همه‌ی فصول، در زندانِ اتهامِ نظری ماند، گویا “نمای نزدیک” رفتاری او، در گذار ایام، به فراموشی سپرده شده، و به جای آن “نمای دور”، گزینش‌گرانه از اندیشه‌های او نشسته است.

نه شریعتی و نه هر اندیشه‌ورز تاثیرگذاری را نمی‌توان از جهان زیست آنان و مخاطبان‌شان جدا کرد. در این جهان‌زیست‌ها است که کنش سهم و نقش بیشتری از گفتار دارد و مرگ و زندگی اندیشه‌ها وابسته به ظرفیت حاملان آنها می‌شود. شریعتی اندیشمندی اهل گفت‌و‌گو بود و از خلال گفت وگویی کردن منش و رفتارش، ساز و کارهای برای نو شدن اندیشه هایش می‌یافت. این ویژگی ممتاز را می‌توان و باید در تجربه‌های دیگران از شریعتی یافت. آن “مصدرهای موازی” که از مناسبات موازی و در ارتباطات موازی شکل گرفت برای همه کسانی که از او اثر پذیرفتند پدیده‌ای متاسفانه نامکرر شد. تجربه شخصی خود من از او پس از قریب ۴۰ سال همین است؛ دانشجوی سال اول دانشگاه بودم، در سال ۱۳۴۸، تصویر اولین دیدارم با او در مسجدالنبی مشهد هنوز تصویری است از دو طرف برابر در گفت وگو. این‌که چگونه یک دانشجوی ۱۸ ساله توانسته بود در گفت‌و‌گو با متفکری صاحب نام به چنین احساسی دست یابد، خود گوشه‌ای از راه حل این معماست. فقط باور و سلوک “گفت وگویی” می‌تواند صورتی از این دست را به قاب خاطره‌ها بسپارد. صورتی که نه تنها در زندگی بلکه پس از آن هم به هر کس در هرجا اجازه می‌دهد که در برابرش بنشیند و به راحتی با او سخن بگوید و حتی بر او پرخاش نماید. صورتی که در فضای اندیشه‌ای سرزمین ما کمیاب است.

پاورقی :

* این دو نوشته در صفحات ویژه‌نامه آخر هفته روزنامه اعتماد (شماره ۱۶۹۷) منتشر شده است.


تاریخ انتشار : ۲۹ / خرداد / ۱۳۸۷
انتشار در : روزنامه کارگزاران
منبع : سایت اینترنتی آفتاب

ویرایش : شروین ۰ بار / ایندیزاینedit


.

Print Friendly, PDF & Email

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × سه =